مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!
مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!

حس ششم به درد نخور

گاهی یه حسی دارم شبیه حس ششم شایدم خود حس ششم. 

مثلا دارم یه نامه ای رو تنظیم میکنم میدونم یه چیزیش اشتباهه.  صد بار چکش میکنم اما نمیفهمم،  بعد که فرستادم رفت تازه گندش در میاد..  نمیدونم حالا این حس به چه دردی میخوره!  شاید مقدارش با IQ من ناسازگاره و بالاتر از اونه. 

امروزم خرابکاری کردم.  اشتباهاتم خیلی زیاد شده..  امیدوارم این یکی به خیر بگذره. 


پ. ن.  خیلی بده که یه چیزهایی هست که نشه به کسی گفت نه نشه نوشت..  کلی این چیزا چیزای خوبی نیست و گاهی هم از ظرفیتت برای نگه داشتنشون خارجه! حالا تکلیف چیه الله اعلم. 

پ. ن. 2. به یه دم مرگی،  زندگیمو میفروشم!  زندگی که این مدلی بخواد بگذره نگذره بهتره! 

پ. ن. 3. طبق قانون نانوشته ای که در مورد این وبلاگ وجود داره،  به خاطر جملاتی که توی بند دوم گفتم باید منتظر باشم به غلط کردن بیفتم!  پس همین الان پیش گیری میکنم میگم خدایا غلط کردم،  بیخیال! 

نظرات 2 + ارسال نظر
مرد میانسال یکشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 09:04 ب.ظ http://ansd.blogsky.com/

سلام
به نظر من خوش شانس بودن مهمتر از داشتن حس ششمه...

سلام
به قول مجازی چی ها:
big like

پوریا جمعه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 03:20 ق.ظ http://www.pouryaology.ir

نمیدونم واقعا قبلا این شکلی نبودم
احساس میکنم همه ازم دورن
احساس میکنم باید یطور دیگه باشه
احساس میکنم بخاطر بعضی کارام که هیچ ربطی به هیچ کسی نداره دارم قضاوت میشم.
آره آدمها اگر معنی چیزی رو نداند زود مورد قضاوت قرار میدهند؛ چون ساخته شده اند چه درست و چه غلت معنی بافی کنند... و من میگم بهشون خرافات

شاید واقعا یه احساس باشه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد