ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
31 |
سلام ، چقدر سخته روزهای قبل دفاع ، وقتی همه کارات باهم قاطی میشه
دیروز که رفتم دانشگاه برای تعیین داور، مسئول آموزش گفت اگه تا 15 ام کارتو برای دفاع نفرستی دانشگاه برای این ترم اجازه دفاع نمیده .. تا اونجایی که من یادمه تا سال قبل تا 20 مهر بچه ها دفاع میکردم حتی وقتی من توی تیرماه از آموزش پرسیدم گفتن تا مهر اما امان از این آموزش کل ... رویه انتخاب داور هم واقعا جالب بود برای همه گروه ها رو مدیر گروه تعیین میکرد اما وقتی به من رسید زنگ زد به استاد راهنما و پرسید کی رو صلاح میدونید بزارم داور .. اونم یکی رو گفت ، روال به این صورته که خود دانشگاه زنگ میزنه به داور و میگه ما کار میخوایم بفرستیم برای دفاع ، شما وقت دارید؟ ... اما مدیرگروه گفت خودت زنگ بزن !!! گفتم شمارشونو بدید پس ، گفت ندارم!! .. هیچی منم زنگ زدم این ور اون رو شماره دفترشو گیر آوردم اما اصلا حاضر نشد با من صحبت بکنه !! گفت من وقت ندارم .. البته من حق میدم بهش ، چون دانشکده باید هماهنگ میکرده به هر حال بعد از یک عالمه این ور اون ور زنگ زدن بلاخره قبول کرد .. ولی گفت من وقت ندارم بخونم صبح شنبه ( یعنی همون 15 ام ) نظرمو بیا بگیر ... بازم خدا خیرش بده که همون 15 ام رو قبول کرد. هیچی دیگه اینم از حال روز من .. تازه یک عالمه کارای هماهنگی داره و امضا هست که همه میمونه برای شنبه
خدایا خودت کمک کن تموم شه من واقعا خسته شدم
من پایان نامه ای نوشتم که نه استاد راهنما یکبار خوندتش نه مشاور .. خودم یک عالمه ایراد میدونم که میتونه داور گیر بده و من هیچ جوابی براش نداشته باشم ، حالا برعکس همه جا که طرف دعوت میکنه برای پایان نامش و بقیه میپذیرن ، هی به من میگن دفاعت کیه ما بیام ؟ یا میشه ما رو دعوت کنی ؟ مهمون که حبیب خداست ولی من یه خورده میترسم مخصوصا از اینکه پدر مادرم و دوستام بخوان باشن و داور هی گیر بده و من آبروم بره ... کاش میشد هیچکس نباشه
البته اصلا باید ببینم که همه چی جور میشه که من بتونم دفاع کنم یا نه؟! حالا توی این گیرو دار ، باید بشینم مقاله ام درست کنم زبانم گوش بدم ... اصلا حوصله ندارم ، خستم ... دلم میخواد یه جا بشینم و فارغ از هرچی دلمشغولی (ذهنمشغولی!!) به یک نقطه زل بزنم ...
ای خدا ...
سلام عزیز خسته نباشی
منم واسه دفاع فوقم اینقد که استاد راهنما و داورم آدمای سختگیری بودند دوست نداشتم خانواده ام باشن اما اگه روال دانشکده اینطوری باشه که وقتی حضار میرن بیرون سوالا رو بپرسن خوبه که بابا مامانت باشن اونا خیلی ذوق میکنند و خوشحال میشن.
مرموز جونم چیزایی که گفتی تو دانشکده ما هم همینطور بود یعنی داور رو استاد انتخاب میکرد و هماهنگی با خود دانشجو بود. سخت نگیر عزیز.
انشالله همه چی همون جور که دوست داری پیش میره و روز دفاع ی روز به یاد ماندنی و شیرین برات میشه خانم گل
سلام مینو عزیزم.. نه حضار در تمام مراحل حضور دارن. قبلا به مامانم گفته بودم خانواده نمیاد دفاع.. از آنجایی که دروغگو کم حافظس! امروز بهشم گفتم که مامان دوستم تو دفاعش بود. بهم گفت تو مگه نگفتی... فکر کنم ناراحت شد.
برام دعا کن مینو تموم بشه به خیر و خوشی
دختر اینقدر نگران نباش. باور کن روز دفاع ی روز مثل بقیه روزاست و درس و ایجور چیزا اینقدر ارزش نداره که تو سلامتتو پاش بذاری. به نظرم به مامانت همه قضیه رو که ممکنه اذیتت کنند و ایجور چیزا و اینکه راحتی که تو خلوت دفاع انجام بشه رو بگو و بذار خودشون تصمیم بگیرن چون اونا واسه دختر دسته گلشون آرزو دارند و دوست دارن باشند نا گفته نمونه که وقتی خانواده باشند اساتید ی کم ملاحظه میکنند و اذیت نمی کنند
پس کل فامیلو جمع میکنم میبرم
سلام مرموز جون. خوبی؟
باز که تو نشستی زانوی غم و دلواپسی و نگرانی بغل کردی.خسته نشدی تو این شرایط و موفعیت همش دلشوره و نگرانی به دلت راه می دی. ای بابا پاشو دستی به سر و روت بکش . یه بزکی. چندتا لبخند با حال که دل آدم سارژ شه. باید با کلی انرژی این چند روزه رو به انتظار بشینی و امیدوارتر از قبل کاراتو انجام بدی و آماده شی برا یه دفاع ان شالله خوب. توکلت به خدا.ان شالله با کلی شادی و شور برامون تعریف کنی روز دفاعتو.
موفق باشی دوست من.
سلام عزیزم، ممنونم.. خودت خوبی؟

من استاد بغل کردن زانوی غمم.. یعنی میشه بیام ابنجا بگم یکسال استرس تموم شد؟
چشم، باید انرژی مضاعف داشته باشم با یک لبخند خوشگل
آخه من شما دوستای گل رو نداشتم چی کار میکردم
ممنون گلم.
اینطوری نگو.
چرا که نه،ان شالله که همه چی به خوشی تموم میشه و بعدش می گی این همه استرس و نگرانی برا این بود؟
افرین . به ما هم انرژی بده لطفا.
منم به داشتن دوستای خوب وبلاگیم از جمله شمای خوب، خرسندم. التماس دعا
قربونت برم ، خدا از دهنت بشنوه ....

چشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
میبینی هر چی بهش فکر میکنی بدتر میشه .. من دیگه واقعا این مدلی ندیده بودم ... مستقیم به آدم میگن مارو دعوت کن .. فکر کنم دیگه کل فامیل بیان .. همه منتظرن پایان نامه من تموم شه ، واقعا ببین چه خون به جگری کردی که تا نیان و نبینن باورشون نمیشه
... خدایا ببخشا خیلی دارم غر غر میکنم
آخه خداجونم تو که از وضعیت اقتصادسنجی من آگاهی ! از بین 10 تا استاد فقط یک نفرشون به اقتصاد سنجی مسلطه و اون یک نفر هم باید داور من باشه.. اقتصاد مهندسی پیشرفته
you are nagging over and over,stop it
we are gonna make it
dont sell yourself short