مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!
مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!

الحمدالله

خدا رو شکر امروز بعد مدتها حالم خوبه،  جسما هم فکر میکنم بهترم،  دیروز که رفتم باشگاه نتونستم خوب تمرین کنم چون دوباره درد گرفت دیگه داشتم کم کم مجاب میشدم که برم دکتر ولی خوب امروز خیلی دردش بهتر شده  


یاد آهنگ جان عاشقی افتادم،  چقدر این قسمتشو دوست دارم که میگه : 


تا آستان کویت من پا نهاده بودم،  دستم به حلقه در،  دل با تو داده بودم،  دست و دلم که دیدی پایم چرا بریدی؟ 


این آهنگ امروز باعث شد که بعد مدتها دوباره رو کنم به خودش، به همونجایی که باید. ..  به خطر همین روحا هم خوبم



خدایا ممنونم به خاطر همه خوبی ها،  پشتم باشی غم هیچیو تو دنیا ندارم،  ببخش منو برای بهانه گیریای این مدت. . 

نظرات 2 + ارسال نظر
شادی چهارشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 02:30 ب.ظ

سلام مرموز جان
منو ببخش یادم رفته کجات درد میکرد . شایدم نگفتی هااا.
بلا بدور ,ان شالله که خوب میشی.
بازم خدا رو شکر حالت بهتره.

سلام عزیزم

نگفتم

شادی جونم هر موقع میای اینجا بهم سر میزنی صد برابر انرژی میگیرم

شادی چهارشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 04:50 ب.ظ

ممنونم ازت مرموز گلم
این انرژی متقابله. منم از شما و حضور گرمتون انرژی میگیرم . و بودن در کنار دوستای خوب وبلاگیم خیلی از جاخالی ها رو برام پر کرده. مهر و محبت از دل بر می آید و بر دل میشینه



برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد