مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!
مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!

پشت باد خوردن

نامزدی دختر عمه برگزار شد ... خوشگل که بود ، ماه شده بود ... میومدن به هم ... ان شاء الله که خوشبخت بشه

از نگاه بعضی ها تو مراسم ترسیدم ... بعضی ها که انگار اومده بودن مجلس ختم! بعضی ها هم طوری به عروس داماد بیچاره زل زده بودند که ... بیخیال به من چه! اما من یکبار حال این زن عمو جان رو میگیرم ، بعضی ها رو نمیشه احترامشون رو نگه داشت یعنی خودشون اینجوری دوست ندارن انگار..

یک هفته از دفاع گذشته ، باید اصلاحات رو انجام بدم و برم دنبال کارای فارغ التحصیلی ... نمیدونم چه رسمیه! رسم پشت باد خوردن ..

100 روز یک کاری رو هر روز انجام بدی ، بعد یک روز وقفه بیافته پشتت باد میخوره ! منم که رتبه اول پشت باد خورده هام


آخه انقدم آدم تنبل همش میگم یک ساعت دیگه یک ساعت دیگه ، اخرشم هیچی به هیچی


پدر گرامی هم هشدارهای لازم را فرمودن ، برو سر کار ، پول بی پول ... هیچ قضاوتی نمیکنم حق داره حتما دیگه ، پسر پول توجیبی میخواد اما دختر نه ...



دختر عمه عروس ..

مامان برا عرفه رفته مشهد ، جمعه هم نامزدیه دختر عمه است .. الهی خوشبخت و سپید بخت بشه


بابا از کمالات داماد از عمه پرسید ، پدر تحصیل کرده لندنه و خونه 400 ، 500 متری دارند ، پسر هم استاد دانشگاست ، قد بلند .. عمه چند تا سوال تخصصی هم پرسیده از جملات حضرت علی و آقا داماد ما همه را با توجه به فرازهایی از نهج البلاغه و دعای کمیل پاسخ داده ..   امیدوارم همونی باشه که دختر عمه میخواست ..    

دختر عمه عکس من خواستگار زیاد داشت چرا نداشته باشه خوش قیافه ، متدین ، اجتماعی ، فعال و خانواده شناخته شده و فرهنگی ... 

با اینکه دختر عمه زیاد با من حال نمیکنه ولی من از ته ته ته قلبم براش آرزوی خوشبختی میکنم ... یه زندگی خوب و شاد


این اطلاعات رو دیروز به دست آوردیم ، دیروز عمو با کمک عمه گوسفند قربونی کردن و همه رو دعوت کرده بودند که من و بابا با هم رفتیم ...  نمیدونم چرا احساس میکنم وقتی میرم یک منم ولی وقتی برمیگردم صد من!  از سوالاشون خسته شدم

میخوای دکترا بخونی ؟ میخوای بری سر کار ؟ کجا میخوای بری؟ چرا حجاب داری؟ به خاطر مامانته؟ حتما دکتری بخونیا.. حالا چی کار میکنی؟ میخوای شوهر کنی؟ چرا شوهر نمیکنی؟  و ...


میخواستم داد بزنم : به شماها چه ! بلاخره یک کاری میکنم دیگه ... اه

خلاص

سلام ، الحمدالله الحمدالله دفاع کردم ... با نمره 19 و درجه عالی


خدایا شکرت ..

فردا ، همان روزی که منتظرش بودم



فردا ساعت 9 صبح دفاعه ... برام دعا کنید

آماده میشویم...

دیگه دارم آماده میشم برای چهارشنبه صبح


دیروز رفته بودیم فروشگاه ، بابام گفت حالا که تا اینجا اومدیم برای دفاعت هر چی لازم داری بخر

پیش دستی و لیوان یکبار مصرف گرفتم به همراه رانی و آب معدنی برای 4 یا 5 استادی که میان ... برای مهمونا هم فعلا یک جعبه آب میوه گرفتم حدود 32 تا ... میوه باید بگیریم ، مامانم هم پیشنهاد داد برای اساتید پسته هم بگیریم ، آها شیرینی از قلم افتاد ...


مامانم میگه کی دفاع میکنی من راحت شم!! بیچاره پدر و مادرم ، خیلی تلاش میکنم استرسم به خانواده منتقل نشه اما انگار نمیشه ، مخصوصا مامان


دیگه همه شدن یه پا ستاد روحیه دهی ، مخصوصا کلاس زبان که میرم همه هی بهم روحیه میدن ، به خدا صد پشت به    غریبه ...


اگه تجربه یا پیشنهادی در زمینه پذیرایی دارید یا دفاع ، ممنون میشم که در اختیارم قرارم بدید .... یک عالمه تشکر