مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!
مرموز

مرموز

خودمم هنوز خودمو نشناختم!

سرویس بهداشتی

خسته اما با لبخند،  خسته اما با امید،  با امید فرداهای بهتر به خانه بر می گردم! 


خوب برگشتم الان..  خیلی خستما..  خیلی. 

هنوز با پام سر کار بلاتکلیفم..  باید به صورت ال بشینم،  گاهی دوست دارم بندازمش دور گردنم!  امروزم راحت نبودم اصلا.  یه گزارش سر کاری هم باید دربیارم.  


امروز صبح حاج آقا که میشه بابای رییس هیت مدیره منو تو راهرو صدا کرد و گفت میخواد یه سوالی ازم بپرسه.  منم خیلی ذوق زده که چی میخواد بپرسه!  گفت ببخشید شما چطوری میرید با این پاتون دستشویی!؟  


دستشویی که خودش داستان داره!  هر دفعه با ترس و لرز میرم دستشویی مدیران..  هر دفعه هم یکی از مدیران رو میبینم! من از وقتی استخدام شدم جز مدیر خودمون باقی مدیران رو ندیده بودم اما به لطف این پای شکسته و دستشویی کل مدیران رو رویت کردم. 


در مورد توالت فرنگی وارد جزئیات نشم بهتره..  ولی در گوشی با رعایت نزاکت بگم که هر دفعه که میرم به این فکر میکنم قبل من یعنی کی روش نشسته!!! 

نظرات 2 + ارسال نظر
نیما شنبه 26 دی‌ماه سال 1394 ساعت 07:04 ب.ظ http://sunray.blogsky.com/

با پای شکسته میری سرِ کار؟ واقعآ دمت گرم. دختر خالمو پشه نیش میزنه تا یماه سرِکار نمیره

سلام، بله.. همه تعجب میکنند وقتی میفهمند

سعیده سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394 ساعت 03:57 ب.ظ http://tmesletanhayi.blogsky.com

سلام. خدا بد نده. من یه مدته زیاد نمیام. ایشالا پات هم زودتر خوب شه.
من خودم تجربه نداشتم ولی مامانم دو بار پاش شکست و گچ گرفت و من می دیدم که چقدر اذیت میشه.
ایشالا زودتر بازش کنی.

سلام خواهر، بد نبینی ان شاءالله همیشه تن شما و خانوادتون سالم و تندرست باشه مرسی بهم سر زدی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد